تبليغاتX
چپ کارگری -

توجه: خوانندگان گرامی مقاله ارسالی ذیل به وبلاگ چپ کارگری توسط نویسنده

اصلاح گردیده و مجددا درج شده است:

 
 

اعتصاب غذای ۲۷ تیر ماه و مهمانان دوره رونق طبقه کارگر 
 

به دنبال دستگیری محمود صالحی از چهره‌های سرشناس و یکی از رهبران جنبش کارگری ايران، کمیته‌ایی تحت نام "کمیته دفاع از محمود صالحی" اعلام موجودیت کرد. این کمیته توسط کارگران و فعالین کارگری  که در برگیرنده بیشتر از صد نفر کارگر است و همچنان که در اطلاعیه اعلام موجودیتش ذکر شده است  فعالیت خود را به صورت علنی در تاریخ ۲۷ فروردین ماه ۱۳۸٦ در دفاع از محمود صالحی و مبارزه برای لغو احکام صادره علیه دیگر فعالین کارگری شروع کرد. 

فعالیتهای این کمیته از بدو اعلام موجودیتش را همگان شاهد هستند و برای اطلاع بیشتر میتوان به وبلاگ کمیته دفاع از محمود صالحی (1) مراجعه کرد.

در تاریخ ۲۷ تیر ماه همگام با صدمین روز زندانی کردن محمود صالحی، کمیته٬ فراخوان اعتصاب غذای ۲۴ ساعته را اعلام کرد۔ فراخوان با استقبال شمار زیادی از تشکلها٬ نهادها٬ کمیته‌های کارگری٬ فعالین کارگری و اجتماعى در ايران و خارج کشور قرار گرفت. اما در کنار آن عده معدودی این حرکت اعتراضی را مورد نقد قرار داده و همچنین آن را به روزه سیاسی تشبیه کرده اند. به عنوان یک کارگر که به این اعتصاب غذا به دفاع از همزنجیرانم وعلی‌الخصوص محمود صالحی و همچنین دیگر فعالین دربند پیوستم،  تلاش دارم که هدف از اعتصاب غذای ۲۷ تیر ماه را با توجه به شرایط و وضعیت موجود توضیح داده  و امید به اینکه نقدهای سکتاريستى و بى مسولانه  به همه همطبقه‌ایهایم که در این اعتصاب غذا شرکت کرده بودند خدشه‌ایی وارد نسازد. 
 
 

چرا عتصاب غذا؟!! 

جمهوری اسلامی در آستانه اول ماه مه و به دنبال دستگیری محمود صالحی، فضائی مملو از رعب و وحشت براه انداخت تا از این طریق جنبشهای اعتراضی از جمله جنبش کارگری را به عقب وادارد. از طرفی دیگر با دستگیری برگزار کنندگان اول ماه مه سنندج، دستگیری دانشجویان چپ و بعدها ربودن منصور اسانلو آنهم در روز روشن عزم خود را برای سرکوب هر چه بیشتر جنبشهای اعتراضی جزم کرده است و در شرایط فعلی  فعالین کارگری را سرگرم محاکمه و دادگاه میکند. در چنین شرایط متشنجی "کمیته دفاع از محمود صالحی" فرخوان اعتصاب غذای ۲۴ ساعته را به عنوان يک حرکت نمادين اعلام کرد تا راه برون رفت از شرایط موجود را هموار کرده وبتواند یکبار دیگر فعالین کارگری و دیگر انسانهای آزادیخواه را حول یک مطالبه واقعی و زنده متحد کند۔   اعتصاب سمبليک ۲۷ تیر٬ محمود صالحی را یکبار دیگر در کارگاهها، کارخانه‌ها و خیابانها مطرح کرد.  دفاع از محمود صالحی به عنوان قهرمان و سنبل مبارزه طبقاتی را نه تنها در بین محافل کارگری بلکه بیرون از محافل کارگری هم مطرح کرد. این حرکت ميتواند  زمینه ساز تحرکات بعدی در سطح سراسری باشد  و در آینده‌ایی نزدیک شاهد حرکات به مراتب بزرگتر و تجمعات گسترده در سطح کشور خواهیم بود. 

به علاوه این اعتصاب در مدت زمان کوتاهی توانست افکار عمومی را به سمت وضعیت اسفبار  محمود صالحی از لحاظ جسمانی، جلب و نیز حرکتی را در بین توده ها ایجاد کند.

این اولین حرکت بزرگی در داخل بود که در اعتراض به زندانی کردن محمود صالحی صورت گرفت. درخارج کشور هم  سیل حمایت اتحادیه ها و تشکل های کارگری  که بعضاً به صورت تظاهرات خیابانی از فراخوان اعتصاب صورت گرفته است را شاهد هستیم.       
 

اعتصاب غذای ۲۴ ساعته کارگران و روزه سیاسی 

روزه به عنوان یکی از ارکان دینی به معنی رضایت کامل از زندگی است. روزه‌ داران، نه تنها شکایتی از زندگی خود ندارند بلکه معتقدند که آنچه را که به آنها بخشیده شده است از سر زیادی است.  در نتیجه با گرفتن روزه تلاش دارند که برای مدت سه روز (در قالب سیاسی) و  يا يک يا سى  روز از لذتها و خوشیهای زندگی خود را محروم کنند تا قدر این همه نعمات را بدانند و توقعشان بیشتر از این نباشد. روزه چه در قالب سیاسی و غیر سیاسی عملا نشانه اعتراض نیست. با این تعریف نمیتوان به روزه جنبه سیاسی داد و این موضوع حتی برای ناسیونالیستهای کرد دوم خردادی که فراخوان روزه سیاسی را اعلام کرده بودند هم قابل تعریف بود. اینکه چپ ناکام اعتراض سياسى و ۲۴ ساعته کارگران انقلابی  را در سرزمينى که اعتراض کارگر را به رگبار ميبندند و  زبان کارگر را ميبرند٬  به روزه سیاسی تشبیه میکند و حتى دردناکتر از آن  تفاوت يک اعتراض سياسى مشخص را با يک حرکت مذهبى تشخيص نميدهد و بى سوادى وبى اطلاعى خود را از تاريخ اعتصاب غذا بنمايش ميگذارد٬ جاى تاسف فراوان است.  راستى همرزمان سوسياليستهاى  ترکيه که در سياه چالهاى ترکيه جان باختند و يا مبارزان ايرلندى چه قضاوتى در مورد اين نوع نگرشهاى سطحى و  بی‌مسئولانه دارند.  اينکه کسى به اسم چپ جهالت خود را اينطورى به نمايش ميگذارد٬ براى چپهاى ۵۷ ى خارج کشورى بايد خيلى دردناک باشد. 

در فضای رعب و وحشتی که محافظین سرمایه‌ به راه انداخته‌اند۔ در دنیائی که  صدای هر گونه اعتراض و آزادیخواهی با وحشیانه‌ترین شیوه سرکوب میشود۔ در جامعه‌ایی که در روز روشن فعالین کارگری را دزد قلمداد میکنند و آنها را با غیر انسانی‌ترین شیوه زندان و شکنجه میدهند۔ روز نامه نگاران را به اعدام محکوم ميکنند۔ در جامعه‌ایی که جان انسان هیچ ارزشی ندارد و حرمت بشر به رسمیت شناخته نمیشود۔ در شرایطی که کارگران از ابتدائی‌ترین حقوق خود بی بهره‌اند و رهبرشان،  محمود صالحی را با کمتر از  نصف کلیه‌ایی در شرایطی اسفبار اسیر کرده‌اند و  اسانلو را ميربايند، آنگاه  دفاع از انسانیت، دفاع از کرامت بشر، دفاع از حیثیت طبقاتی و دفاع از آزادی،  تنها در گرو دفاع از طبقه کارگر میسر خواهد بود.  

اعتصاب غدای ۲۷ تیر ماه،  نه تنها در سطح ایران بلکه در سطح بین‌المللی هم مطرح شد. دوستان هوادار موقتى و مهمانان دوره رونق طبقه کارگر٬ مى بايستى به اين اعتصاب ميپيوستند و بعدا هم ميشد در مورد نفس کار که کجايش اشکال داشت و حرکت بعدى چکار بکنيم٬ صحبت کنند. در اين صورت نقد و بحثشان جدى و صميمانه تلقى ميشد. اما نميشود نظاره گر اعتصابى  شد و درآن شرکت نکرد و در مورد اشکالات اعتصاب٬ اعتصابچيان  را هم سرزنش کرد.  سنت کارگران اعتصابى اين است که اعتصاب شکن ها را کتک ميزنند.  جالب است اعتصاب شکن بيايد و طلبکارهم باشد.

ميگويند "محمود صالحى فعال کارگرى شهر سقزاست۔ و ما را کارگران کردستان خطاب ميکنند۔" به اين ميگويند ذکاوت فرقه اى- محلى.  ( دوستان يادشان رفته که ما کارگريم و بر حسب تصادف تو کردستان  و یا تهران بدنيا آمده ايم.) اگر کسى بيايد تاريخ احيا و حضورمجدد جنبش کارگرى ايران را بنويسد،  نميتواند از نقش و جسارت محمود صالحى در سال ٬۱۳۸۳  چشم پوشى کند.  چپى که تا ديروز٬ در دوران رکود فعاليت طبقه ما٬ چشمشان به سوى اقشار ميانى و جوانان طبقه متوسط  که مادونا٬ سپايس گيرل و بويزون گوش ميدهند٬ بود۔ به قول ايرج جمشيدى که در آن دوران به ليدر اين چپ گفت: " آقاى خاتمى هم همين حرفهاى شما را ميگويند اما ايشان ميخواهند بطور مسالمت آميز۔"  اين محمود صالحى بود که نگاه ها را بسوى طبقه کارگر چرخاند و نقطه آغاز تحرکات کارگران ايران شد۔  اسمش براى خيلى ازتشکلها و نهادها و کارگران مبارز جهان آشناست.  در خيابانهاى تهران با پلاکارد بزرگى اسمش حمل ميشد و کارگران شعار آزادى محمود صالحی را در اول مه امسال سر دادند. ولى  چپ ناکام میخواهد او را آگاهانه فعال يک شهر کوچک معرفى کند.  

ایجاد تشکلات مستقل کارگری و برگزاری مراسم مستقل اول ماه مه،  ضمیمه نام محمود صالحی است. کارگران و زحمتکشانی که سفره خالی خود را نظاره میکنند، محمود صالحی را رهبر خود میدانند و می‌فهمند که محمود در دفاع از ایده‌های شیرین و انسانی اسیر گشته است. فعالین کارگری که جو سرکوب بر سر آنها سنگینی میکند، می‌فهمند که محمود برای به قدرت رساندن آنها به مثابه طبقه کارگر مبارزه میکند. محمود قدرت سیاسی را از هر دسته‌جاتی که سنگ دلسوزی را بر سینه میزنند میگیرد و آن را به همزنجیرانش تقدیم میکند، محمود دارد در این راه جان میدهد. دفاع از محمود دفاع از حثيت طبقه کارگر است. دفاع از او ايستادن در مقابل تعرض به طبقه کارگر است.

طبیعی است که فرقه  چپی که در حاشيه جامعه اروپا زندگى ميکند، اين را درک نکند  چون از عينک فرقه بدنيا نگاه ميکند.  اعتراض کارگر را با روزه سیاسی ناسیونالیستهای کرد دوم خردادی و متعصبين مجاهد و پکاکا تشبیه کند. اگر محمود مهر تائید بر سکت بيروح و در حال انقراض اينها میکوبید٬ اين دوستان مجنون و  سرخورده٬ که در دنباله روى کور کورانه٬ اغراق و هاله تقدس درست کردن و کيش شخصيت استادند٬ با چنان آب و تابى از محمود نام ميبردند٬ که تصورش براى هر ناظر خارجى غير قابل باور بود. لطفا کمى از دنياى فرقه گرى خود بيرون بيايد وعليرغم اينکه در مسايل کارگرى صاحب نظر نيستيد، حداقل مطالعه بکنيد و نيازهاى طبقه کارگر را متوجه بشويد. بى خودى مثل آقاى رجوى و رضا پهلوى پيامها و تحليل هاى آبکى ندهيد.  واقعا چندش آور است براى کسى که در مقام رهبرى يک سازمان چپ باشد اما مثل شاگرد تنبل کلاس اکابر ظاهر شود. رشد  بکنيد و دستاوردهاى عظيم جنبش کارگرى و چپ غرب را بخوانيد. 

www.kdmahmodsalehi.blogfa.com (1)    

نيما صداقت، کارگر یکی از مراکز تولیدی در تهران و عضو "کمیته دفاع از محمود صالحی"

۳۰ تير ۱۳۸٦ 

+ نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 13:58 توسط چپ کارگری |